خورشاه بن قباد الحسينى

242

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

آقا محمد از استماع مرگ فرزند به جان پيوند ، در قلق « 1 » و اضطراب افتاده گريبان صبر و شكيبايى را پاره كرد و « 2 » بساط عيش و نشاط را مطوىّ ساخته ابواب خوشدلى را بر روى روزگار خويش ببست و مدّتى « 3 » همدم آه و ناله گشته در كنج نامرادى بنشست و چون قريب يك سال بر اين منوال روزگار گذرانيد « 4 » از جام ساقى اجل شربت فنا چشيد و دست از ملك و مال « 5 » دنيوى بازداشته پاى در دامن عدم كشيد . آن جناب پادشاه خيّر كريم‌نهاد بود ، صفات حميده و خصايص پسنديده بسيار داشت و همواره طالب نام نيك بود . سادات و علما و ارباب فضل را تعظيم و تكريم بيش از پيش مىنمود . پسرش آقا رستم نيز جوان خوش‌طبع « 6 » متخلّق متواضع بود و اكثر اوقات با شعرا و مردم خوش‌فهم « 7 » صحبت مىداشت و به قدر حال رعايت اين طبقه مىفرمود و پدر و پسر از صفات ذميمه ، خصوصا عجب و تكبّر خالى بودند و با طبقات انسان سلوك پسنديده مىنمودند . راقم اين ارقام به صحبت ايشان مشرّف گشته بود و بعضى از آنچه مسطور شده مشاهده نموده . از آثار آقا محمد ، مدرسه‌اى است كه واقع است در نجف امير المؤمنين و امام المتقّين علىّ بن ابى طالب - عليه السّلام - و از واردان آن صوب شنيده شد « 8 » كه بسيارى از طلبه و اهل فضل در آن مدرسه مسكن ساخته به تحصيل علوم دينى مشغول‌اند و از براى هر يك « 9 » وظيفه‌اى به قدر حال مقرّر است . ديگر رباطى عالى و حوضى است كه در راه مشهد مقدّس در موضع چشمهء الهاك « 10 » اتمام يافته زوّار و تجّار و ساير مسافران كه در آن راه بىآب هولناك تردّد مىنمايند ، از آن حوض پرآب و پناه رباط كه در متانت و محكمى ياد از حصار بااستوار مىدهد نه چندان محظوظ و مطمئن خاطرند كه فوقى بر آن متصوّر باشد . ديگر عمارت تخته‌پل است كه در راه كاشان بسته . قبل از [ 187 ] آنكه اين پل بسته شود قافله‌اى كه بدان موضع مىرسيد ، در فصل بهار و شتا به سبب طغيان آب يك هفته بلكه زياده در آن مكان توقّف مىنمودند و از

--> ( 1 ) . ت : قلغ . ( 2 ) . ت : كرده . ( 3 ) . ب : الى ت : مدت . ( 4 ) . ت : برين منوال بر اين گذشت . ( 5 ) . ت : مال و ملك . ( 6 ) . ت : « خوش طبع » ندارد . ( 7 ) . ت : با شعرا و صاحبان فهم . ( 8 ) . ت : شده بود . ( 9 ) . ت : طلبه علوم . ( 10 ) . ت : لهاك .